ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
187
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
گويند ملك از ايشان ( 121 - آ ) برفت و بكوش افتاد پدر كنعان ، از فرزندان حام بن نوح ، و از پس [ او ] نمرود بن كنعان بود تا منوچهر برخاست ، و توان بودن كه در مغرب و شام و آن حدود چنين بودست ، و اين موافقست با سلطنت و عصيان كوش پيل دندان در مغرب ، بدين وقت زمين ايران نه بس مدت [ 1 ] خالى گويند از ملوك عجم ، و اللّه تعالى اعلم بتحقيقه [ 2 ] هود النبى عليه السلام جماعتى [ 3 ] عاديان را خود شرح داديم ، و خلقت ايشان بدان عظيمى ، و قوّت تا آن حدّ داشتند كچون پاى بر زمين سخت زدندى تا ساق و زانو فرو بردندى و اگر خود سنگ خارا بودى ، پس خداى تعالى هود كه ابن عمّ ايشان بود بپيغامبرى سوى قوم عاد فرستاد تا نعمتهاء ايزدى بر ايشان ياد كرد ، و ايشان را بخداى خواند و ببهشت اميد داد ، شدّاد گفت بهشت چه باشد ؟ هود پيغامبر عليه السلام صفت بهشت همى گفت ، شدّاد گفت من خود بر زمين چنان بهشتى بسازم ، و اين شدّاد بن عاد بن عملاق [ 4 ] ابن عم ضحاك بود ، كس فرستاد سوى او [ و ] درخواست تا بفرمود كه هر چه زر و سيم و جواهر و مشك و عنبر و ازين نوع يابند اندر شهرها سوى وى فرستند . و در سير الملوك خواندهام كه گويد ضحاك از قبل شدّاد بود ، پس اندر استاد و چندين هزار مرد را از صناعان ( 121 - ب ) گوناگون با همه ساز و آلات فراز آورد ، و بنا اندر گرفت ، باغ ارم ، و از قصرها و جويها از زر و سيم و درختان از گوناگون جواهر ها آراسته ، و همه خاك زمين از مشك و زعفران و عنبر و كافور ، و غلامان و كنيزكان خوب روى در نشاند ، و قصرها [ ى ] آراسته با نعيم و فرشها [ ى ] الوان ، و اندر مدت صد سال تمام كردند ، و سيصد سال نيز روايتست از كعب الاخبار [ 5 ] پس شداد در
--> [ ( 1 ) ] نه بس مدت ، يعني مدتى محدود [ ( 2 ) ] در حاشيه عبارتى بوده كه اوايل سطر بصحافى محو شده قسمتهائى باقى مانده است كه اين شعر از آن بيرون ميآيد : . . . به مغرب زمين چارصد سال و اند * ورا بود شاهى و تخت بلند [ ( 3 ) ] ظ : جماعت ، ياء علامت اضافه است باملاى قديم [ ( 4 ) ] اصل : . ( علات ) [ ( 5 ) ] ص : الاحبار ، جمع حبر - ملاى يهودى